شماره نظریه : 7/1401/335 |
شماره پرونده : 1401-3/1-335 ح |
تاریخ نظریه : 1401/09/29 |

قانون

استعلام
شخصي از سال 1395 تاکنون به لحاظ قصور در امر پزشکي در حالت زندگي نباتي قرار دارد و پس از صدور حکم حجر، براي وي قيم تعيين شده است؛ تمام دارايي اين فرد حدود سيصد و پنجاه ميليون تومان سپرده بانکي (ديه مربوط به قصور پزشکي) و يک دستگاه کاميون است که هزينه‌هاي بيماري و زندگي وي از محل اصل و سود سپرده مذکور تأمين مي‌شود و وفق نظر کارشناس هزينه‌هاي پزشکي (به استثناء هزينه پرستار) جهت ادامه حيات اين فرد ماهيانه حدود هفده ميليون تومان است؛ در پرونده اجرايي مربوط به مطالبه مهريه، خودروي محجور (محکوم‌عليه) توقيف شده است و محکوم‌لها تقاضاي مزايده خودرو و همچنين برداشت سپرده بانکي را دارد. با عنايت به مراتب يادشده، آيا پرداخت مهريه همسر اولويت دارد يا تأمين هزينه‌هاي زندگي و بقاي حيات شخص؟ در صورت اولويت پرداخت دين، با توجه به اين که تنها راه درآمد محکوم‌عليه در زمان بهبودي همين يک دستگاه کاميون بوده است، آيا در حال حاضر با توجه به شرايط وي مي‌توان آن را جزء مستثنيات دين قلمداد کرد؟ آيا سپرده بانکي شخص مذکور با توجه به اين‌که سود آن صرف هزينه‌هاي ضروري اين فرد مي‌شود، را مي‌توان به عنوان ممر درآمد و مستثنيات دين محسوب کرد؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
الف- موارد مستثنيات دين در ماده 24 قانون نحوه اجراي محکوميت‌هاي مالي مصوب 1394 احصاء شده و چنانچه وسيله نقليه (کاميون)، وسيله امرار معاش ضروري محکوم‌عليه و افراد تحت تکفل وي باشد، مشمول بند «هـ» ماده يادشده است. تشخيص مصداق بر عهده مرجع قضايي مربوط است. ب- در خصوص سپرده بانکي محکوم‌عليه که هزينه‌هاي لازم براي بقاي حيات محجور از محل سود آن تأمين مي‌شود، موضوع در کميسيون‌هاي متعدد اين اداره کل مطرح و در اين خصوص دو ديدگاه به شرح زير بيان شد: ديدگاه نخست: در خصوص سود سپرده بانکي متعلق به شخص موضوع استعلام که در زندگي نباتي به سر مي‌برد و از محل سود سپرده بانکي هزينه‌هاي لازم براي بقاي حيات وي تأمين مي‌شود، با توجه به اين‌که مستثنيات دين در ماده 24 قانون يادشده احصاء شده است و مبلغ پرداختي بابت ديه مربوط به قصور پزشکي که در فرض استعلام سپرده‌گذاري شده است، در زمره مستثنيات دين نيامده است و قانون‌گذار با ذکر کلمه «صرفاً» در صدر ماده ياد شده، بر حصري بودن موارد مستثنيات دين تأکيد کرده است و با لحاظ اصل وجوب اداي دين، به نظر مي‌رسد توقيف و برداشت اين مبلغ بابت دين (مهريه زوجه) بلامانع و مبتني بر قانون است؛ گرچه تقاضاي محکوم‌له مبني بر توقيف آن به‌رغم اطلاع وي از نياز محکوم‌عليه به آن براي درمان خود، ممکن است عرفاً عمل شايسته‌اي تلقي نشود. ديدگاه دوم: با عنايت به اين‌که ماده 24 قانون نحوه اجراي محکوميت‌هاي مالي مصوب 1394 ناظر بر مورد غالب است که فرد توان انجام فعاليت در راستاي تأمين معاش خود را دارا است و شخصي که در وضعيت زندگي نباتي است و سرمايه حداقلي وي در اختيار ديگران قرار گرفته تا در فرآيند اقتصادي به کار گرفته شود و سود حاصل از آن جهت تأمين نيازهاي حياتي صاحب سرمايه مصرف شود، از شمول ماده 24 يادشده خارج است؛ لذا قاضي رسيدگي‌کننده با لحاظ اصول حقوقي و با مراجعه به منابع معتبر فقهي مي‌بايست در خصوص موضوع تعيين تکليف کند.
خانه ماشین حساب جستجو وبلاگ مشاوره