شماره نظریه :
7/1401/510 |
شماره پرونده :
1401-3/1-510 ح |
تاریخ نظریه :
1401/08/07 |
قانون
استعلام
به موجب رأي دادگاه حکم به تخليه به جهت انتقال به غير با پرداخت نصف حق کسب يا پيشه يا تجارت صادر شده است. خوانده نيز به عنوان دعواي طاري سرقفلي را مطالبه کرده است که دادگاه در رأي واحد به هر دو موضوع رسيدگي و رأي به تخليه در قبال پرداخت حق کسب يا پيشه يا تجارت و سرقفلي صادر کرده است که حکم در مهلت مقرر در ماده 28 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 اجرايي نشده است و بلااثر شده است. آيا حکم نسبت به سرقفلي قابل اجرا است يا به اعتبار عدم پرداخت حق مستأجر، حکم در کل آن فاقد اعتبار شده و روابط استيجاري گذشته با همان حقوق قبل از حکم براي مستأجر اعاده شده و تجزيه حکم و مطالبه سرقفلي به اعتبار بقاي رابطه استيجاري صحيح نميباشد؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
اولاً، در قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 حق سرقفلي پيشبيني نشده است و آنچه در اين قانون آمده است، حق کسب يا پيشه يا تجارت است؛ بنابراين، چنانچه مستأجر در زمان انعقاد قرارداد اجاره مشمول قانون ياد شده، مبلغي تحت عنوان سرقفلي به موجر پرداخت کرده باشد، اين مبلغ مستقل از حق کسب يا پيشه يا تجارت قابل مطالبه نيست و تنها کارشناس هنگام تعيين حق کسب يا پيشه يا تجارت مبلغ مزبور را نيز لحاظ ميکند و در مواردي که برابر تبصره يک ماده 19 قانون مزبور، نصف حق کسب يا پيشه يا تجارت حسب مورد به مستأجر يا متصرف تعلق ميگيرد، نيز موضوع تفاوتي نمي¬کند و نصف مبلغ کل تعيينشده به عنوان حق کسب يا پيشه يا تجارت در قبال تخليه مورد حکم قرار مي¬گيرد.
ثانياً، صرفنظر از اينکه دادگاه نميتواند موجر را مستقل از مبلغ حق کسب يا پيشه يا تجارت به پرداخت سرقفلي به مستأجر محکوم کند؛ اما در فرض سؤال که دادگاه به جهت انتقال به غير، حکم به تخليه با پرداخت حق کسب يا پيشه يا تجارت صادر و پس از اقامه دعواي طاري توسط مستأجر ضمن رأي واحد، حکم به پرداخت سرقفلي در قبال تخليه نيز صادر کرده است و موجر در مهلت مقرر مبالغ فوق را پرداخت نکرده است، نظر به اينکه وفق ماده 28 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 حکم تخليه ملغيالاثر شده است و مطابق حکم، پرداخت حق کسب يا پيشه يا تجارت و سرقفلي منوط به تخليه بوده است؛ بنابراين با الغاي حکم تخليه، پرداخت حق کسب يا پيشه يا تجارت و سرقفلي که از ملحقات حکم تخليه بوده و در دادنامه پرداخت آن به تخليه منوط شده است، قابل اجرا نيست.