شماره نظریه :
7/1400/1228 |
شماره پرونده :
1400-186/1-1228 ک |
تاریخ نظریه :
1400/10/01 |
قانون
استعلام
5-با عنايت به ماده 143 قانون مجازات اسلامي مصوب 1392که مقرر داشته «در مسؤوليت کيفري اصل بر مسؤوليت شخص حقيقي است و شخص حقوقي زماني مسؤوليت دارد که رئيس يا نماينده آن به نام شخص حقوقي يا در راستاي منافع آن مرتکب جرم شود با اين حال اين عامل مانع مسئوليت شخص حقيقي مرتکب جرم نيست» و از آنجا که غالب جرايم ارتکابي از سوي اشخاص حقوقي ناشي از سوء مديريت مديران اجرايي يا بالاترين مقام آن سازمان است، چنانچه در پرونده تصادف جرحي يا فوتي، کارشناس فني تصادفات پنجاه درصد حادثه را منتسب به شهرداري، اداره راه و امثال آن اعلام کند، آيا صرف اين اظهار نظر براي مسؤول دانستن شخص شهردار يا رئيس اداره را ه کفايت ميکند يا؟
در صورت مثبت بودن پاسخ، آيا پرونده مي بايست در اجراي ماده 308قانون آيين دادرسي کيفري مصوب 1392 به دادسراي مرکز استان ارسال شود؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
اولاً، به موجب ماده 141 قانون مجازات اسلامي مصوب 1392 مسؤوليت کيفري، شخصي است و ماده 143 قانون مذکور نيز تصريح کرده است که اصل بر مسؤوليت کيفري شخص حقيقي است و شخص حقوقي در صورتي داراي مسؤوليت کيفري است که نماينده قانوني شخص حقوقي به نام يا در راستاي منافع آن، مرتکب جرمي شود و به هر صورت مسؤوليت کيفري اشخاص حقوقي مانع مسؤوليت اشخاص حقيقي مرتکب جرم نيست، از سوي ديگر ديه و ديگر ضرر و زيان ناشي از جرم احکام و آثار مسؤوليت مدني يا ضمان را دارد و قانونگذار در خصوص ديه در ماده 452 بر اين امر تصريح دارد و تبصره ماده 14 قانون يادشده نيز با توجه به ارکان مسؤوليت مدني بيان داشته است که «چنانچه رابطه عليت بين رفتار شخص حقوقي و خسارت واردشده احراز شود، ديه و خسارت قابل مطالبه خواهد بود ...» همچنين در ديگر موارد قانوني نظير ماده 11 قانون مسؤوليت مدني مصوب 1339 در خصوص اشخاص حقوقي حقوق عمومي و ماده 184 قانون کار مصوب 1369، احکام خاصي را در خصوص خسارات وارده به اشخاص و چگونگي تعيين مسؤول آنها مقرر نموده است؛ بنابراين، مسؤوليت پرداخت ديه و خسارت، حسب مورد با رعايت قواعد مربوط به مسؤوليت مدني و از جمله مقررات فوق، متوجه شخص حقيقي يا حقوقي و يا هر دو است.
ثانياً، با توجه به قسمت اخير ماده 308 قانون آيين دادرسي کيفري مصوب 1392 که تنها رسيدگي به اتهامات «شهرداران مراکز شهرستانها» را در صلاحيت دادگاههاي کيفري مرکز استان قرار داده است و با لحاظ اصل کلي صلاحيت محليِ رسيدگي به اتهامات اشخاص در مراجع قضايي کيفري محل وقوع جرم مذکور در ماده 310 همين قانون، رسيدگي به اتهامات شهرداران غير مرکز شهرستان، در صلاحيت دادگاههاي کيفري محل وقوع جرم است.