شماره نظریه : 7/99/1836 |
شماره پرونده : 99-3/1-1836 ح |
تاریخ نظریه : 1399/12/04 |

قانون

استعلام
نظر به اين‌که وفق ماده 230 قانون آيين دادرسي کيفري مصوب 1392 در صورتي که وثيقه‌گذار شخصي غير از متهم يا محکوم باشد و علي‌رغم ابلاغ واقعي يا قانوني (در فرض تغيير نشاني عمدي جهت عدم امکان ابلاغ واقعي) حسب مورد متهم يا محکوم را در موعد مقرر در مرجع قضايي حاضر نکند و دستور ضبط وثيقه توسط دادستان صادر شود و مرحله‌ي فروش وثيقه و اخذ وجه‌الوثاقه وفق قانون اجراي احکام مدني مصوب 1356 فرا برسد، اولاً آيا برگزاري مزايده بدون کارشناسي وثيقه در فرض مال غير منقول امکان‌پذير است و نيز در صورتي که کارشناسي وثيقه جهت فروش اجباري باشد، در جرايمي که شاکي خصوصي وجود ندارد و صرفاً جنبه عمومي جرم مطرح است، هزينه کارشناسي به چه نحوي بايد تأمين و پرداخت شود؟ ثانياً، در فرض فراهم بودن مقدمات فروش وثيقه در صورتي که براي مال مورد وثيقه خريداري نباشد، آيا تکرار مزايده تا زماني که مال فروخته شود امکان‌پذير است؟ ثالثاً، در صورتي که مال مورد وثيقه به هيچ نحوي فروخته نشود، آيا مي‌توان سازمان جمع‌آوري و فروش اموال تمليکي را مکلف کرد که نسبت به فروش مال مورد وثيقه اقدام کند و مبلغ وجه‌الوثاقه و ديگر هزينه‌ها توسط مرجع قضايي کسر و مابقي مبلغ به وثيقه‌گذار عودت شود؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
1- وفق بخش اخير ماده 230 قانون آيين دادرسي کيفري مصوب 1392، دستور دادستان مبني بر ضبط وثيقه بدون صدور اجراييه در اجراي احکام کيفري و مطابق مقررات اجراي احکام مدني اجرا مي‌شود. مطابق مواد 73، 110، 128، 137 و بند 7 ماده 138 قانون اجراي احکام مدني مصوب 1356، مزايده و فروش مال مورد وثيقه پس از ارزيابي آن خواهد بود و بدون ارزيابي فروش و مزايده مال ممکن نيست. 2- با لحاظ ماده‌ 537 قانون آيين دادرسي کيفري مصوب 1392 و تبصره آن، اجراي دستور دادستان مبني بر اخذ وجه ‌التزام، وجه‌الکفاله و ضبط وثيقه بايد مطابق مقررات مذکور در قانون اجراي احکام مدني مصوب 1356 صورت پذيرد و با توجه به مواد مرتبط در اين قانون و به‌ويژه مواد 76، 158، 160 و 161 آن و نيز مستفاد از تبصره ماده 230 قانون صدرالذکر، مسئوليت پرداخت هزينه‌هاي اجراي دستورهاي فوق‌الذکر علي‌الاصول حسب مورد بر عهده محکوم‌عليه، متهم، کفيل و وثيقه‌گذار است که تخلف وي منتهي به صدور دستور اخذ وجه التزام، وجه‌الکفاله يا ضبط وثيقه شده است و واحد اجراي احکام مربوط بايد مطابق مقررات قانون اجراي احکام مدني اين هزينه‌ها را وصول کند. بديهي است در صورت امتناع افراد يادشده (محکوم‌عليه، متهم، کفيل يا وثيقه‌گذار) قاضي اجراي احکام، بايد وفق قسمت اخير ماده 161 قانون اخيرالذکر اقدام کند و در صورت تحقق شرايط قانوني، اعمال تبصره ماده 230 قانون صدرالذکر نيز ضروري است. 3- اولاً، وفق مواد 131 و 132 قانون اجراي احکام مدني مصوب 1356، امکان مزايده براي دو بار وجود دارد. ثانياً، در فرضي که با انجام دوباره مزايده پلاک‌هاي ثبتي مورد وثيقه خريداري نداشته و امکان فروش آن‌ها ممکن نبوده است، از پلاک‌هاي ثبتي رفع توقيف نمي‌شود؛ زيرا فروش اين پلاک‌هاي ثبتي در راستاي اجراي دستور قطعي مبني بر ضبط وثيقه به لحاظ احراز تخلف وثيقه‌گذار، انجام مي‌شود و از شمول مقررات ماده 132 قانون اجراي احکام مدني مصوب 1356 خارج است و راهکاري که به نظر مي‌رسد آن است که بر اساس نظريه کارشناس در خصوص قيمت واقعي پلاک‌هاي ثبتي مورد نظر، با توجه به مبلغ و ميزان وثيقه نسبت به قيمت کل اين پلاک‌هاي ثبتي، سهم مشاعي از کل آن‌ها ضبط و در صورت وجود مازاد تا مبلغ وثيقه به تملک دولت درآورده شود و مابقي همچنان در مالکيت وثيقه‌گذار باقي بماند و مراتب نيز به اداره ثبت و اسناد و املاک اعلام شود.
خانه ماشین حساب جستجو وبلاگ مشاوره