شماره نظریه :
7/98/1884 |
شماره پرونده :
98-127-1884 ح |
تاریخ نظریه :
1399/02/23 |
قانون
استعلام
در دعاوي گروهي، نظام دادرسي ايران قواعد صريح ندارد. فقدان اين موضوع موجب تورم دعاوي و تشتت آراء قضايي شده است. به عنوان نمونه در يک زمين پنج هزار متري گاه دولت با يک تصميم اقدام به صدور رأي قضايي موات مينمايد؛ معمولاً اين اراضي متعلق به افراد متعددي به صورت خرد است و براي احقاق حق دعاوي متعددي مطرح و آراء مختلف در شعب متفاوت صادر ميشود که گاه با هزينههاي اقتصادي زياد به دست ميآيد. در دعاوي متعدد هم بايد تکرار مکررات شود؛ سبب و جهات اين دعاوي يکي است و هزينه زيادي بر دولت تحميل ميشود. در اين خصوص پرسشهاي زير مطرح است:
1- چنانچه در يک دعوا با سبب واحد براي بخشي از اراضي حکم احياء و نقض رأي موات صادر شود، آيا ديگر مالکان خرد که در قلمرو اين رأي موات هستند، از اين رأي چگونه ميتوانند استفاده کنند؟ آيا بر اساس ملاک ماده 74 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مربوط به دعاوي غيرمحصور ميتوان استنباط کرد که نيازي به طرح دعوا نيست و اثر اين موضوع غير قابل تجزيه به ديگر اشخاص منتفع از آن هم تسري مييابد و اين يک نوع دعاوي گروهي است؟ آيا ملاک مواد 308-359-425 اين قانون براي موضوعات بسيط و غير قابل تجزيه هم قابل استفاده است؟
2-چنانچه قايل به آن نباشيم و گفته شود که اصل نسبيت حاکم است و نياز به بررسي مستقل است، آيا قاضي دوم ميتواند با استناد به رأي اولي و بدون نياز به هزينه کارشناسي و تحقيقات تفصيلي در مورد ادعاي خواهان دوم حکم صادر کند؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
1 و 2- در فرض سؤال که نسبت به تشخيص موات بودن ملکي اعتراض شده و حکم بر نقض تصميم کميسيون صادر شده است، اولاً، چنانچه رأي دادگاه مبني بر ابطال نظريه کميسيون موضوع ماده 12 قانون زمين شهري مصوب 1366 (و يا هيأت تعيين تکليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده 56 قانون حفاظت و بهرهبرداري از جنگلها و مراتع مصوب 1346 با اصلاحات و الحاقات بعدي) و تعيين نوعيت زمين در خصوص بخشي از ملک مشاع صادر شده باشد، اين رأي براي ديگر مالکان مشاعي قابل استناد و بهرهبرداري خواهد بود و طرح دعواي ابطال نظريه کمسيون (يا هيأت ياد شده) از سوي ديگر مالکان مشاعي فاقد وجاهت قانوني است.
ثانياً، در صورتي که ملک مشاعي نباشد، به سبب حاکميت اصل نسبيت، رأي سابقالصدور براي مالکان اراضي مجاور قابل بهرهبرداري نيست و اين اشخاص صرفاً ميتوانند با طرح دعواي مستقل ابطال نظريه کميسيون (يا هيأت فوقالذکر) را خواستار شوند. دادگاه نميتواند به صرف تحقيقات و از جمله نظريه کارشناسي صادره در پرونده سابق، رأي صادر کند و بايد خود تحقيقات لازم را انجام دهد؛ اما تحقيقات پرونده سابق و رأي صادره در آن تا حدودي که مرتبط با موضوع است، ميتواند به عنوان مؤيد و قرينهاي بر صحت ادعاي خواهان مورد استفاده و استناد دادگاه قرار گيرد