شماره نظریه :
7/98/1340 |
شماره پرونده :
ح 0431-721-89 |
تاریخ نظریه :
1398/12/06 |
قانون
استعلام
3-آيا طرح دعاوي الزام اشخاص به تعهدات قراردادي طرفين بين خود که ملزم به افعالي از سوي ادارات شدهاند؛ مثلاً خوانده متعهد شده سند رسمي اخذ کند يا امتياز آب و برق و گاز و ساير اقدامات اداري را تحصيل نمايد، اصولاً ممکن است و آيا اداره ذيربط بايد طرف دعوا باشد؟
4-آيا دعوي الزام به تنظيم سند بدون خواسته الزام به اخذ صورت مجلس تفکيکي ممکن است؟ در صورت استماع، تکليف واحدي که بايد به نام خواهان شود چيست؟ آيا ميتوان با تعيين کارشناس رسمي نسبت به تهيه صورتمجلس تفکيکي و تعيين واحد و نيز تطبيق آن بر صورتمجلس تفکيکي تعيينشده با هماهنگي اداره ثبت توسط کارشناس اقدام نمود؟
5-آيا دعوي الزام به تنظيم سند و اخذ صورتمجلس تفکيکي بدون طرح خواسته تکميل و الزام به انجام تعهد تکميل و ساخت واحد قابليت استماع دارد؟ در صورت عدم تکميل ساختمان تکليف چيست؟
6-آيا دستور موقت مبني بر عدم نقل و انتقال ملکي که سابقه ثبتي ندارد ممکن است؟ همچنين دستور موقت بر منع نقل و انتقال خودرو با توجه به اينکه عموما نقل و انتقالات در دفترخانه ثبت سند نميشود و متکي به برگ سبز راهور و تعويض پلاک است، آيا ميتوان دستور موقت بر منع نقل و انتقال خودرو صادر نمود و به راهور براي عدم انتقال اعلام کرد؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
-اولاً، در فرض سؤال که خوانده متعهد به اخذ سند رسمي يا امتياز آب، برق، گاز و يا ديگر اموري شده است که انجام آن بر عهده مراجع رسمي و ادارات دولتي است، تعهد خوانده از نوع شرط فعل و تعهد به انجام مقدمات و يا رفع موانع احتمالي است و طرح دعوا به طرفيت وي مبني بر انجام شرط فاقد منع قانوني است.
ثانياً، در فرض فوقالاشعار، عليالاصول موجبي براي طرف دعوا قرار دادن مراجع رسمي و دولتي وجود ندارد و مفروض آن است که مراجع يادشده حسب مورد با فراهم آوردن مقدمات از سوي خوانده(متعهد) و يا رفع موانع قانوني، نسبت به انجام وظايف محوله قانوني اقدام خواهند کرد.
4- دعواي الزام به تنظيم سند رسمي انتقال قسمتي از ملک به نحو مفروز قبل از تفکيک غير قابل استماع است و در هر حال تنظيم صورتمجلس تفکيکي بايد وفق مقررات مربوط و از سوي مرجع ذيربط انجام گيرد و دادگاه مجاز نيست در جريان دادرسي با تعيين کارشناس رسمي نسبت به انجام آن اقدام کند.
5- با توجه به اينکه تنظيم صورتمجلس تفکيکي فرع بر صدور پايان کار است و در خصوص بناي نيمهکاره، پايان کار صادر نميشود، بنابراين در فرض سؤال طرح دعواي الزام به تفکيک و تنظيم سند رسمي انتقال براي بناي نيمهکاره بايد توأم با دعواي الزام به تکميل بنا و أخذ پايان کار طرح شود.
6- برابر ماده 316 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب 1379 « دستور موقت ممکن است داير بر توقيف مال يا انجام عمل و يا منع از امري باشد» و از سوي ديگر املاک فاقد سابقه ثبتي از منظر قانوني قابل نقل و انتقال با سند عادي ميباشند؛ لذا در صورت وجود شرايط مقرر
قانوني، فقدان سابقه ثبتي مانع از صدور دستور موقت مبني بر عدم نقل و انتقال ملک نيست و از آنجايي که مخاطب اين دستور، خوانده دعوا است، پس از ابلاغ، وي از انجام هرگونه معامله نسبت به ملک متنازعفيه ممنوع است.