شماره نظریه :
7/97/1343 |
شماره پرونده :
96-3/1-2056 |
تاریخ نظریه :
1397/05/03 |
قانون
استعلام
چنانچه در راستاي شناسايي و توقيف اموال محکوم عليه در اجراء احکام مدني ملکي از محکوم عليه توقيف شود که کارشناس مربوطه بعد بررسي پرونده ثبتي و ديگر امور مرتبط تخصصي اظهار دارد که رقبه تعرفه شده از سوي محکوم عليه داراي سند مالکيت معارض مي باشد
اولاً: آيا ملک مورد نظر قابليت توقيف به عنوان ملک محکوم عليه و نهايتا انجام عمليات مزايده را دارد يا خير؟
ثانياً: در صورت مثبت بودن پاسخ آيا مي توان سند به نام خريدار صادر نمود يا خير؟
ثالثاً: در صورت عدم وجود خريدار در مرحله مزايده علي رغم دوبار مزايده به جهت عدم رغبت به خريد ملک داراي سند معارض از سوي ديگران و عدم قبول محکوم له به عنوان بخشي از محکوم به آيا با رفع توقيف از ملک مورد نظر و درخواست محکوم له و عدم کشف اموال ديگر از محکوم عليه مي توان حکم محکوم عليه را جلب و بازداشت نمود يا خير؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
اولاً و ثانياً: با توجه به ماده 5 لايحه قانوني راجع به اشتباهات ثبتي و اسناد مالکيت معارض مصوب 5/10/1333 کميسيونهاي مشترک دو مجلس با اصلاحات و الحاقات بعدي که مقرر داشته: «دارنده سند مالکيت معارض مادام که تکليف نهايي سند مزبور در دادگاه معلوم نشده، حق هيچگونه معامله نسبت به آن ندارد ولي مي تواند حقوق متصوره خود را به ديگري انتقال دهد.» و در ماده بعدي براي انجام معامله از سوي وي مجازات تعيين کرده است، مزايده آن چون منتهي به انتقال ميگردد، جواز قانوني ندارد. همچنين، توقيف ملک مزبور به نظر مي رسد امکان پذير نيست زيرا برابر ماده 51 قانون اجراي احکام مدني از اموال محکوم عليه به ميزاني توقيف مي شود که معادل محکومٌ به و هزينههاي اجرايي باشد و برابر ماده 73 اين قانون ارزيابي اموال منقول حين توقيف به عمل ميآيد و برابر ماده 110 همين قانون ارزيابي اموال غير منقول به ترتيب مقرر در مواد 73 تا 76 اين قانون به عمل خواهد آمد. در حاليکه ارزيابي ملکي که داراي سند مالکيت معارض است و فروش آن قانوناً ممنوع است، امکانپذير نيست. همچنين به نظر ميرسد توقيف و مزايده حقوق متصوره اين ملک نيز امکانپذير نميباشد، زيرا برغم ذيل ماده 5 لايحه قانون صدرالذکر، گرچه انتقال حقوق متصوره به صورت توافقي ممکن است اما ارزيابي اين حقوق توسط ارزياب به دليل روشن نبودن حقوق متصوره مزبور ممکن نيست و در نتيجه توقيف آن نيز ميسر نمي باشد. ثالثاً: با توجه به پاسخ فوق پاسخ به اين قست روشن است.