شماره نظریه :
7/96/3142 |
شماره پرونده :
1912-75-96 |
تاریخ نظریه :
1396/12/21 |
قانون
استعلام
احتراماً شخصي در سال 1373 شش متر مربع به صورت مشاع از يک پلاک ثبتي خريداري مينمايد بعد از گذشت 23 در سال 1396 دادخواستي به خواسته الزام به تنظيم سند رسمي در دادگستري مطرح و به اين شعبه ارجاع ميگردد در حال حاضر با توجه به استعلامات ثبتي صورت گرفته پلاک موصوف به مجتمع تجاري تبديل گرديده و امکان تحويل زمين وجود ندارد بنا به مراتب ياد شده آيا ميبايست نسبت به دعوي مطروحه قرار عدم استماع از باب تلف حکمي زمين و مطالبه قيمت روز طي دادخواست ديگري اقدام نمايد يا خير.
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
در فرض مطروحه، چنانچه خواسته خواهان صرفاً الزام خوانده به تنظيم سند رسمي انتقال نسبت به عرصه مورد خريداري باشد، پذيرش دعواي وي با رعايت مقررات قانوني مربوط بلامانع است و لکن چنانچه خواسته خواهان، قلع و قمع بناي احداثي و خلع يد نيز باشد، مقررات ماده واحده لايحه قانوني راجع به رفع تجاوز و جبران خسارات وارده به املاک، مصوب 27/9/1358 شوراي انقلاب امري استثنائي ميباشد؛ زيرا برابر قاعده، در صورت تجاوز به ملک ديگران، اصل، رفع تجاوز است و نه بقاي تجاوز با پرداخت قيمت ملک تجاوز شده و خسارات ناشي از آن. بنابراين، محدوده اعمال ماده واحده فوق بايد به نحوي تفسير و اعمال گردد که با اصول قانون اساسي (از جمله اصول 22 و 47) و نيز موازين شرعي (از جمله قاعده تسليط) در تعارض نباشد و چون مطابق اصل 40 قانون اساسي جمهوري اسلامي، اصلاحي 1368، هيچ کس نميتواند اعمال حق خويش را وسيله اضرار به غير قرار دهد و در فرض ماده واحده، اعمال حق مالکيت در مواردي که شخص متجاوز، فاقد قصد تجاوز بوده و دچار اشتباه در محاسبه و امثال آن شده است و ميزان تجاوز نيز به نحوي باشد که از منظر عرف قابلاغماض باشد و از اين حيث، ضرر مالک نسبت به خسارتي که از لحاظ خلع يد و قلع بناء و مستحدثات متوجه طرف ديگر ميگردد، عرفاً قابل تحمل باشد و موجب حرج مالک از استفاده از ملک وي نگردد، اين امر نبايد سبب تضّرر غيرمتعارف شخص متعدّي گردد و در اين جهت، منظور از کلمه جزئي مشخص ميگردد. اما تشخيص عدم تناسب ضرر وارده به مالک با خساراتي که از خلع يد و قلع بناء و مستحدثات متوجه شخص متجاوز ميگردد، با توجه به تصريح ماده واحده به نظر دادگاه است که در اين صورت دادگاه ميتواند با توجه به اوضاع و احوال حاکم بر قضيه و وضعيت ملک مورد تجاوز، کيفيت تجاوز و چگونگي مستحدثات و وسعت و ابعاد آنها و ساير عوامل مادي مؤثر در قضيه به هر طريقي که تشخيص آن، امکانپذير باشد و از جمله ارجاع امر به کارشناس، تصميم مقتضي را اتخاذ نمايد و در اينجا اظهارنظر کارشناسي موضوعيت ندارد؛ بلکه طريقي براي احراز واقع ميباشد که ميتواند دادگاه را در اين امر ياري نمايد و لذا رجوع به معيارهاي مدنظر دادگاه در تعيين و تشخيص موضوع و تطبيق آن با حکم قانوني، ميتواند بر اساس شاخصهاي متعارف اقتصادي و مالي باشد و تفکيک عرف عام از عرف خاص (کارشناسان) در اينجا مطرح نميباشد و تعيين عددي مشخص براي مقايسه ضرر مالک و خساراتي که در صورت خلع يد و قلع بناء و مستحدثات متوجه شخص متجاوز ميگردد، به لحاظ فقد استناد قانوني صحيح نيست، بلکه در هر مورد خاص، دادگاه بايد با عنايت به آنچه فوقاً بيان گرديد، اتخاذ تصميم نمايد.