شماره نظریه :
7/96/1410 |
شماره پرونده :
96-79-919 |
تاریخ نظریه :
1396/06/21 |
قانون
استعلام
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
<p dir="RTL"><strong>اولاً با عنايت به ماده 415 قانون تجارت و ذيل ماده 15 قانون نحوه اجراي محکوميتهاي مالي، رسيدگي به امر ورشکستگي تاجر مستلزم تقديم دادخواست نيست و بنا به درخواست تاجر يا طلبکاران يا دادستان به آن رسيدگي ميگردد.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>ثانياً الف: برابر مقررات كنوني لازم نيست هيچ يك از طلبكاران، </strong><strong><span dir="LTR"></span></strong><strong>طرف دعواي ورشكستگي قرار گيرند و اصولاً تعيين همه طلبكاران و ساير اشخاص ذي نفع قبل از صدورحكم و طرف دعوا قراردادن آنها، در مواردي كه برابر بندهاي ب و ج ماده 415 قانون تجارت درخواست صدورحكم ورشكستگي از سوي يك يا چند نفر از طلبكاران يا دادستان به عمل ميآيد، غيرممكن است و در مواردي كه اين درخواست برابر بند الف ماده مذكور از سوي خود تاجر نيز به عمل مي آيد، همواره امري آسان نيست.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>ب: در مقررات کنوني نصي مبني بر اينکه دعواي ورشکستگي از سوي تاجر يا طلبکاران، بايد به طرفيت دادستان باشد وجود ندارد و از عمومات قانوني نيز چنين امري قابل استنباط نيست. بنابراين با توجه به اينکه دادستان طرف دعوا قرار نميگيرد، اصولاً ابلاغ نسخهاي از درخواست ورشکستگي به وي بلاوجه است و در صورت ابلاغ نيز دادستان با تکليفي مواجه نيست.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>ثالثاً تاجر طبق مواد 492 و 413 قانون تجارت، در صورت توقف از تأديه ديون، ورشكسته محسوب ميگردد، لكن احراز اين امر مستلزم رسيدگي قضايي است و تشخيص و احراز آن با مرجع قضايي رسيدگي كننده است. بنابراين، دادگاه با عنايت به ماده 199 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني و مواد 416 و 412 قانون تجارت، هرگونه تحقيقي که براي احراز مسلم بودن ديون تاجر و تاريخ توقف از پراخت ديون وي از جمله دعوت از طلبکار يا ارجاع امر به کارشناس رسمي دادگستري ضروري باشد، به عمل مي آورد.</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span dir="RTL">رابعاً الف: کلمه «اعتراض» در مواد 536 ، 537 و 540 قانون تجارت توجهاً به قرينهاي که در ماده 540 آمده و اعتراض را در کنار «استيناف» و «تميز» آورده است که شامل دو معني است : 1- يکي از معاني آن در اين مواد، همان واخواهي است که قانونگذار در قانون آيين دادرسي در امور مدني براي محکومعليه غايب چنين حقي را قائل شده است. در ما نحن فيه اگر متقاضي حکم ورشکستگي، غير تاجر باشد (طلبکار يا دادستان) و تاجر در دادرسي حضور نداشته باشد، وي ميتواند طبق مقررات راجع به واخواهي در قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني، از حکم ورشکستگي يا حکم راجع به تاريخ توقف، در مهلتي که در ماده 537 قانون تجارت آمده است، واخواهي کند. 2- يکي ديگر از معاني « اعتراض» در مواد 536، 537 و 540 قانون تجارت، همان «اعتراض ثالث محاکماتي» موضوع مواد 417 به بعد قانون آيين دادرسي در امور مدني است و اين حق، مخصوص طلبکارن تاجر و ساير اشخاص ذينفع است که در دادرسي حضور نداشته اند و حکم ورشکستگي يا حکم راجع يه تاريخ توقف به حقوق آنان خلل وارد ميکند. شايسته ذکر است حاضران در دادرسي اعم از تاجر يا طلبکاران، حق اعتراض به حکم ورشکستگي به شرح فوق را ندارند و در حدود مقررات آيين دادرسي مدني و مهلتهاي پيش بيني شده در مواد 539 و 540 صرفاً حق تجديد نظرخواهي و فرجامخواهي دارند و« اعتراض» فقط مختص تاجر و طلبکاراني است که در دادرسي حضور نداشته اند. بنابراين دادستان که متقاضي صدور حکم ورشکستگي نبوده و در نتيجه در دادرسي حضور نداسته، حق اعتراض، تجديدنظر خواهي و يا فرجام خواهي ندارد.</span></strong></p>