شماره نظریه : 1391/96/7 |
شماره پرونده : 1056-1/3-96 |
تاریخ نظریه : 1396/06/19 |

قانون

استعلام
چندي است به منظور ارتقاء بهره وري شعب اجراي احکام حقوقي در شهرستان مرکز استان تجميع گرديده است به اين نحو که قريب به ده شعبه اجراي احکام ادغام و تبديل به چهار شعبه گرديده است و هر شعبه توسط يک دادرس تصدي مي¬گردد با ذکر اين مقدمه مواردي که در قانون اجراي احکام تعيين تکليف و اتخاذ تصميم در آن بر عهده دادگاه صادرکننده حکم بوده است و تا پيش از تجمع شعب اجراي احکام معمولاً توسط روساي شعبه انجام مي‌گرديد آيا کماکان به قوت خود باقي است و يا توسط دادرس اجراي احکام قابليت اجرا و انجام خواهد داشت به عنوان مثال در خصوص دستور توقف اجراي حکم ماده 24 قانون اجراي احکام مدني اعتراض به نظريه کارشناس و ارزياب اموال ماده 74 شکايت راجع به وقوع تخلف در مزايده ماده 136 صلاحيت بر عهده دادرس اجراي احکام است يا دادگاه صادرکننده حکم قطعي يا نخستين.

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
مطابق مواد 5، 12، 19، 25 و 26 قانون اجراي احکام مدني مصوب 1356 و ماده 8 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب 1379 و قسمت اخير ماده 34 اصلاحي 25/1/1395 آيين نامه اجرايي قانون تشکيل دادگاههاي عمومي و انقلاب، اجراي احکام مدني تحت نظر دادگاه صادر کننده رأي بدوي يا اجرائيه صورت مي‌پذيرد؛ بنابراين، علي‌الاصول رئيس حوزه قضايي يا معاون قضايي وي يا قضات ديگر، سمتي در اين خصوص (اجراي آراي مدني) ندارند؛ مگر اينکه به عنوان دادرس علي‌البدل دادگاه و با رعايت مقررات مربوطه اقدام نمايند و صرف تشکيل واحد اجراي احکام مدني به صورت متمرکز و با رياست رئيس حوزه قضايي يا معاون وي نافي مقررات مذکور و به معناي تفويض اختيار اجراي آراي مدني به اين مقامات نمي‌باشد.
خانه ماشین حساب جستجو وبلاگ مشاوره