شماره نظریه :
7/1401/1250 |
شماره پرونده :
1401-29/1-1250 ح |
تاریخ نظریه :
1402/07/15 |
قانون
استعلام
در دعواي تجويز انتقال منافع به غير (حق کسب يا پيشه يا تجارت)، موجر در جلسه رسيدگي آمادگي خود را براي تملک عين مستأجره در قبال پرداخت حق کسب يا پيشه يا تجارت تعييني از سوي کارشناس اعلام نموده و دادگاه حکم به تخليه عين مستأجره در قبال پرداخت وجه مذکور صادر کرده است. دادگاه تجديدنظر با اعطاي مهلت سه ماهه جهت پرداخت وجه، رأي را تأييد کرده و متعاقباً موجر مبلغ را پرداخت کرده است؛ اما خواهان طي لايحهاي از تصميم خود مبني بر واگذاري حق کسب يا پيشه يا تجارت عدول کرده است.
با عنايت به مراتب پيشگفته، خواهشمند است اعلام فرماييد آيا در فرض سؤال موجر (خوانده) ميتواند صدور اجراييه را درخواست کند؟ آيا پس از صدور رأي قطعي، خواهان ميتواند دادخواست خود را مسترد کند؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
اولاً، طبق ماده 19 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 حکم تجويز انتقال منافع مورد اجاره به غير به تقاضاي مستأجر صادر ميشود و هرگاه مستأجر ظرف شش ماه از تاريخ ابلاغ حکم قطعي، نسبت به اجراي آن اقدام نکند، حکم مزبور ملغيالاثر خواهد شد. فلسفه وضع اين قسمت از ماده يادشده اذن دادگاه به مستأجر است و نه محکوميت وي؛ بر اين اساس، مستأجر اختيار دارد از اين جواز استفاده نکند و حتي در مواردي که مالک، حق کسب يا پيشه يا تجارت را توديع کند، مادام که مستأجر آن را اخذ و مورد اجاره را تخليه نکرده و تحويل نداده است، ميتواند از تصميم خود عدول کند و جواز قانوني براي اجراي حکم دادگاه به تقاضاي موجر (مالک) وجود ندارد.
ثانياً، به صراحت قسمت اخير ماده 2 قانون اجراي احکام مدني مصوب 1356، در فرض سؤال درخواست اجراي حکم، صرفاً از محکومله (مستأجر) قابل پذيرش است و خوانده دعوا در واقع محکومعليه است و پذيرش درخواست اجرا از وي فاقد موقعيت قانوني است؛ اگر چه موجر ميتواند خساراتي را که در اثر انصراف مستأجر به وي وارد شده است، مستقلاً مطالبه کند.