شماره نظریه :
1183/96/7 |
شماره پرونده :
608-1/127-96 |
تاریخ نظریه :
1396/05/29 |
قانون
استعلام
در سال1380 آقاي الف منزل خود را به بيع و تملک آقاي ب با نرخ کارشناسي به مبلغ سي و سه ميليون تومان قرار ميدهد و در مقابل ثمن معامله مقرر ميشود آقاي ب يک قطعه زمين با قيد آدرس پستي در قولنامه با شرط دريافت پروانه ساخت به انضمام يازده ميليون تومان وجه نقد و دو ميليون تومان به هنگام تنظيم سند که پس از چند ماه آقاي ب فوت ميکند آقاي الف به طرفيت ورثه ب به خواسته تسليم ثمن عين معين يک قطعه زمين با اوصاف مندرج در مبايعه نامه اقامه دعوي ميکند که دو تن از ورثه در جلسه دادگاه حضور يافته و با توجه به عدم دفاع موثر حکم بر محکوميت خواندگان حاضر حضوري و ساير خواندگان غيابي صادر ميگردد که مورد تجديدنظر خواندگان حاضر قرار ميگيرد و در دادگاه تجديدنظر حکم دادگاه نخستين تاييد ميگردد و در نهايت تمام ورثه دادخواست اعاده دادرسي از حکم صادره ميکنند که دادگاه بدوي با وجود حکم تجديدنظر قرار عدم صلاحيت صادر مي نمايد که در دادگاه تجديدنظر به لحاظ اينکه صلاحيت را به دادگاه بدوي بکشانند دعوي اعاده دادرسي خود را آن دو تن استرداد مي نمايند و دادگاه تجديدنظر پرونده را به دادگاه بدوي اعاده و پس از رسيدگي و ملاحظه سند مکتوم دعوي اعاده دادرسي را وارد تشخيص داده و حکم به بطلان دعوي الف صادر ميگردد که آقاي الف درخواست فرجام خواهي به طرفيت تمام ورثه ميکند که ديوانعالي کشور ضمن تاييد و ابرام حکم دادگاه بدوي اعلام مي دارد راجع به دو تن ورثه حکم قطعي صادر شده و در دادگاه تجديدنظر اعاده دادرسي را مسترد نموده اند لذا ضرري متوجه الف نميباشد که فرجام خواهي متوجه آنها باشد و حکم قطعي را ابقاء ميداند .
س: آيا ميتوان با توجه به احکام صادره مطابق ماده 39 اجراي احکام حکم نسبت به دو تن از ورثه ب که حکم به تسليم ثمن است اجراء کرد؟ در صورت منفي بودن پاسخ و غير قابل تجزيه بودن محکومٌبه آيا الف مي تواند به استناد بند 4 ماده 426 قانون آئين دادرسي مدني اعاده دادرسي نمايد.
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
صرف نظر از آنکه مخاطب ياد شده در استعلام «دبيرخانه بررسي اسناد وامور مترجمين قوه قضائيه» است و از وجود چنين دبيرخانهاي اطلاعي در دست نميباشد، اصولا تشخيص قابل تجزيه بودن يا نبودن دعوا امري مصداقي ميباشد و تشخيص مصداق حسب مورد بر عهده مرجع قضائي رسيدگي کننده است.