شماره نظریه :
3280/95/7 |
شماره پرونده :
978-1/127-95 |
تاریخ نظریه :
1395/12/16 |
قانون
استعلام
1-احتراماً فرزنداني که با مادر هستند و مادر دادخواست نفقه جاريه خودش و فرزندان را مطالبه کردند فرضاً800 براي خودش و400 براي فرزندان طبق ماده6 قانون حمايت خانواده آيا اين يک خواسته است يک تمبر بايد الصاق شود يا دو خواسته چون در مشهد بين دادگاه عمومي و تجديدنظر اختلاف است محاکم خانواده يک خواسته مي¬دانند ولي دادگاه تجديدنظر عقيده دارند خواسته بايد دو تا تمبر الصاق شود؟
2-در جائي که فرزندان هنوز به حد رشد نرسيدند مثلاً دختر12 ساله و پسر14 ساله که با مادر هستند مادر دادخواست مي¬دهد براي نفقه فرزندان طبق ماده 6 قانون حمايت خانواده دادگاه با احراز اينکه الان فرزندان در شرايط فعلي با مادر هستند حکم به محکوميت پدر صادر مي¬شود ولي بعضي در محاکم تجديدنظر مادر فاقد سمت مي¬دانند و با اعتبار اينکه فرزندان کبير شرعي شدند مثلاً دختر از 9 سال به بالا و پسر از 15 سال به بالا بايد حکم رشد بگيرند دعوا رد مي¬کنند بفرمائيد کدام روش صحيح است؟
3-در مورد واخواهي که به تقويم خواسته ايراد کرند به خواهان اصلي واخوانده ابلاغ در مهلت قانوني رفع نقص نکردند تکليف رأي غيابي چه شود؟ دادگاه بايد قرار صادر کند يا با قرار رد مدير دفتر پرونده مختومه شود در رابطه با ارجاع امر به کارشناس براي تعيين بهاي خواسته هزينه کارشناسي با واخواه است يا با خواهان اصلي (واخوانده).
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
1- اولا: در موارد تعيين ميزان نفقه و ترتيب پرداخت آن، برابر ماده 47 قانون حمايت خانواده مصوب 1391، دادگاه به طور معمول حکم به پرداخت نفقه صادر نمي¬کند و فقط ميزان و ترتيب پرداخت را تعيين و اعلام مي¬کند و صرف تعيين نفقه و ميزان آن، به معناي صدور حکم به پرداخت نفقه نمي¬باشد. بنابراين، در موارد مزبور دعوا غير مالي است و هزينه دادرسي دعاوي غير مالي وصول مي¬شود ثانيا: مطالبه نفقه خود از سوي مادر (به عنوان زوجه) به همراه نفقه فرزند تحت حضانت خود، دو خواسته با منشأ متفاوت اند.
2- در فرض سؤال که دختر يا پسر بالغ باشد، ولي به سن 18 سال نرسيده باشد، با عنايت به اينکه برابر آنچه در بند 1 گفته شد، در خواست تعيين ميزان نفقه امري غير مالي است، بنابراين، دعواي مذکور از سوي افراد بالغ غير رشيد قابل طرح و استماع است.
3- در فرضي که خوانده نسبت به بهاي خواسته ايراد مي¬نمايد و دادگاه برابر ماده 63 قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني 1379 مبادرت به تعيين کارشناس براي ارزيابي بهاي خواسته مي¬کند، به نظر مي¬رسد چون خوانده در اين مورد مدعي بيشتر بودن ميزان خواسته از مبلغ تقويم شده است و در حقيقت به تقويم خواهان اعتراض دارد، برابر عمومات، وي (خوانده) مکلف به ايداع دستمزد کارشناسي است و اگر حاضر به ايداع آن نباشد، به معناي انصراف از ايراد تلقي مي¬شود و در حالتي که خوانده در رسيدگي غايب بوده و بعدا واخواهي نموده ضمن واخواهي نسبت به بهاي خواسته ايراد نموده است، نيز حکم قضييه همين است و تفاوتي ندارد.