شماره نظریه :
1989/95/7 |
شماره پرونده :
1412-1/127-95 |
تاریخ نظریه :
1395/08/16 |
قانون
استعلام
با توجه به اينکه در دعاوي مالي غيرمنقول از جمله خلع يد قلع وقمع و ابطال اسناد رسمي مالکيت و غيره بر اساس بند ج از ماده 3 قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد معين از نظر هزينه دادرسي ملاک ارزش معاملاتي املاک در هر منطقه مي¬باشد واز طرفي بر اساس ماده12 از آئين¬نامه تعرفه حق الوکاله وکلاي دادگستري و مشاورين حقوقي مصوب 85 رياست محترم قوه قضائيه در دعاوي که خواسته دعوي از طرف خواهان قانوناً تقويم مي¬شود حق الوکاله به نسبت ارزش واقعي خواسته تعيين مي¬گردد حال سؤال آن است که ملاک تعيين حق الوکاله و درج آن در حکم دادگاه بر مبناي مبلغي است که خواهان به عنوان ارزش خواسته خود اعلام نموده يا بر مبناي مبلغي است که اداره دارايي و يا اداره ثبت در تعيين ارزش واقعي خواسته اعلام مي¬کند.
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
مقررات ماده 12 آئين نامه تعرفه حق الوکاله، حق المشاوره و هزينه سفر وکلاي دادگستري، مربوط به دعاوي مالي غير ريالي است؛ مانند خلع يد، تنظيم سند رسمي و فسخ و ... که خواهان بايد در ابتدا خواسته خود را طبق بند 3 ماده 51 قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني، تقويم نمايد؛ در اين صورت حق الوکاله بايد به نسبت ارزش واقعي خواسته تعيين گردد. چنانچه، در تعيين ارزش واقعي خواسته ، بين طرفين توافق نباشد، دادگاه ميزان واقعي ارزش خواسته را با ارجاع امر به کارشناسي، تعيين و ملاک صدور حکم قرار مي دهد و در اين صورت، حق الوکاله وکيل و ابطال تمبر مالياتي نيز بر همين اساس تعيين مي شود.