شماره نظریه :
1913/95/7 |
شماره پرونده :
1194-1/168-95 |
تاریخ نظریه :
1395/08/11 |
قانون
استعلام
احتراماً در خصوص ماده¬ي560 از قانون آئين دادرسي کيفري مصوب 92 به عرض مي¬رساند همان-گونه که مستحضريد طبق ماده¬ي فوق در هيچ حالتي نمي¬توان هزينه کارشناسي را از متهم وصول نمود و در خصوص شاکي نيز ايشان تنها در صورتي موظف به پرداخت هزينه کارشناسي است که قرار کارشناسي به درخواست ايشان صادر شود وماده¬ي فوق در اين موارد کاملا صراحت دارد درتاريخ26/2/95 نامه¬اي ازسوي معاونت محترم راهبردي قوه قضائيه به شماره 3282/900 به امضاي آقاي محمد باقر ذوالقدر خطاب به روساي کل دادگستري کل استان¬هاي سراسر کشور و در تاريخ20/5/95 نامه¬اي از سوي معاون محترم طرح و برنامه معاونت راهبردي قوه قضائيه به امضاي آقاي عليرضا درخشنده رو به شماره نامه¬ي9000/9021/900 خطاب به آقاي باقري معاون محترم مالي پشتيباني و عمراني دادگستري کل استان تهران صادر شده و در هر دو نامه قيد شده که با توجه به محدوديت¬هاي اعتباري و عدم تامين منابع دستور فرماييد که پرداخت هزينه کارشناسي در موارد ضروري و داراي اولويت از محل صرفه جويي در اعتبارات ابلاغي اقدام لازم معمول گردد و سپس در تاريخ 2/6/95 معاون محترم قضائي رئيس کل و معاون مالي پشتيباني و عمراني دادگستري استان تهران طي نامه¬اي به شماره¬ي12/952 خطاب به واحدهاي قضائي دادگستري استان تهران مقرر داشته که امکان تامين اعتبار درخواستي درخصوص مواد560 و 567 قانون ياد شده آئين دادرسي کيفري92 ميسر نمي¬باشد دستور فرماييد شعب از مکاتبه در موارد مشابه خودداري فرمايند با توجه به اينکه به موجب بخشنامه نمي¬توان قانون را ناديده انگاشت و نيز اين دادگاه روزانه با حجم بالايي از پرونده هايي روبروست که احتياج به نظريه¬ي کارشناسي دارد و در آنها بعضاً يا متهم تقاضاي کارشناسي دارد و يا به نظريه¬ي کارشناسي تک نفره اعتراض دارد به شدت با مشکل مواجه شده است از سويي حق اصحاب دعوي با اطاله¬ي دادرسي در معرض پايمال شدن قرار مي¬گيرد و از سوي ديگر شان و شخصيت کارشناسان محترم که بسياري از آنها داراي درجه¬ي سرهنگ سرتيپ و يا از اساتيد دانشگاه هستند در نتيجه¬ي پيگيري¬هاي متعدد و عدم وصول هزينه¬ي کارشناسي خدشه دار مي¬گردد لذا خواهشمند است اين دادگاه را در حل و فصل قضيه راهنمايي فرماييد ضمناً رونوشت نامه هاي مورد اشاره به پيوست ارسال مي¬گردد.ع
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
گرچه در فرض سؤال صرف اعلام ايجاد موانع اجرايي نظير نبود يا کمبود اعتبار در اجراي قانون، به معناي مغايرت بخشنامه با قانون نميباشد اصولاً اظهارنظر در خصوص صحت يا عدم صحت نامههاي اداري و بخشنامهها، خارج از وظايف اين اداره کل است. بديهي است چنانچه، بخشنامهاي يا نامه اداري که جنبه عامالشمول داشته باشد، مغاير با قانون يا شرع باشد يا خارج از صلاحيت مرجع مربوط يا با تجاوز يا سوءاستفاده از اختيارات مقام واضع، تصويب شده باشد، در اجراي بند 1 ماده 12 قانون ديوان عدالت اداري مصوب 25/3/92، اشخاص حقيقي يا حقوقي مي توانند ابطال آن را از هيأت عمومي ديوان عدالت اداري خواستار شوند.